احمد بن حسين بن على كاتب

54

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

زنى كين چنين كردنيها كند * فرشته بر او آفرينها كند سلطان ترك عراق گرفت و عراق در تصرف سبكتكينيان در نيامد و در تصرّف مجد الدوله بماند . و از مجد الدوله پسرى آمد و او را علاء الدوله نام كرد . و مجد الدوله سى و دو سال سلطنت كرد و درگذشت . و علاء الدوله پسر او به اصفهان آمد و در اصفهان قرار گرفت . و او مردى نيكومحضر بود و چندان در پى مملكت‌دارى نبود . و دولت سبكتكينيان به آخر آمد و رايت سلجوقيان بالا گرفت . خبر آل سلجوق و آمدن سلجوقيان به عراق و آمدن سلطان جلال الدين ملكشاه به اصفهان [ 69 ] چون دولت از خاندان غزنويان روى بتافت آفتاب دولت سلجوقيان از آسمان اقبال طلوع كرد و قزل ارسلان به سلطنت بنشست و بعد از او آلب ارسلان و بعد از او سلطان جلال الدين ملكشاه كه بهادر اين خاندان بود و او را وزيرى چون نظام الملك بود . / 58 / سلطان ملكشاه از خراسان به عراق آمد و تمام عراق و آذربايجان در تصرف گرفت و به اصفهان آمد . علاء الدوله كالنجار سلطان را استقبال نمود و پيشكشهاى پادشاهانه بگذرانيد . سلطان ملكشاه او را تعظيم كرد كه از سلاطين آل بويه او مانده بود . شرم داشت كه اصفهان از او بگيرد . « 1 » علاء الدوله را بگذاشت و خود به طرف بغداد روان شد و سه سال برفت . بعد از آن به فارس مراجعت فرمود و هواى اصفهان داشت . پيش علاء الدوله فرستاد و او را خلعت پادشاهانه داد و گفت كه حرمت تو بر ما واجب است . اما بدان كه مرا دوازده هزار جانور همراه است و هيچ مملكتى به غير از اصفهان مرا جاى نشست برنمىتابد ، اگر صلاح باشد اصفهان را به من گذارد و هر مملكت ديگر كه خواهد به عوض بستاند . « 2 » و چون رسول پيش علاء الدوله آمد و مكتوب و خلعت سلطان بياورد علاء الدوله گفت فرمان بردارم و مرا داعيهء [ 70 ] سلطنت نيست ، اما از وطن ناگزير است . ولايت مختصر مرا كافى است كه اقطاع من باشد و من در آنجا به عبادت مشغول گردم . باقى

--> ( 1 ) . مل : باز بگيرد . ( 2 ) . مل : گذارى و هر مملكت ديگر كه خواهى به عوض بستان .